معين الدين نطنزى
53
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
بعد از چندگاه شهاب الدين سليمان شاه به تقبلات بسيار شصت هزار مرد از دار الخلافه مدد بستد و روى به لرستان نهاد . حسام الدين خليل از غايت نخوت و غرور فتوحات سابق سوگند به طلاق و عتاق بخورد كه زنده از جنگگاه بازنگردد ، و به سه هزار سوار و نه هزار پياده استقبال نمود . چون صفوف معركه باهم رسيدند حسام [ الدين ] خليل خود را بر قلب شهاب الدين سليمان شاه زد و از جاى بربود . لشكر ميمنه و ميسره تمام روى به دو نهادند . بيچاره در ميان آن همه غوغا به دست و دندان مىكوشيد و روى به هركه مىنهاد تارومار مىگردانيد . ناگاه از اسپ بسر درآمد و گرفتار شد . هم در لحظه به شمشيرش پيچيدند چنان كه از گوشت و استخوانش اثر نماند . [ بدر الدين مسعود ] بعد از او برادرش بدر الدين مسعود به تاريخ سنهء اربعين و ستّ مايه ( 604 ه / 1207 م ) روى به تختگاه خطاى نهاد و مصاحب هولاكو خان به ايران آمد و چون فتح بغداد ميسر شد لشكر مغول به سر سليمان شاه آورد ، و او را به انتقام برادر بكشت و اهل و حرم او را به كمترين كسان بداد . پس به حكم يرليغ حكومت لرستان به بدر الدين مسعود تعلق گرفت و به عدالت و مرحمت ديگرباره ممالك لرستان را معمور گردانيد . قوت حافظهء او تا به حدى بود كه آنچه پيش از ده سال گوش گذار او مىشد على طرف اللسان حرفا به حرف باز مىگفت . و قريب چهار هزار مسأله غريب در مذهب امام شافعى ياد داشت . هرگز به مدت حيات خود زنا نكرد و شراب نخورد ، اما بخلى به طبقه داشت و كسى كه نام درويشى بر او اطلاق كنند آب از كوزهء او نخورد ، و با مجموع متصوفه بالطبع بد بود . بعد از آنكه شانزده سال به اطلاق عنان حكومت كرد در سنهء ثمان و خمسين و ستّ مايه ( 658 ه / 1260 م ) به مرض طبيعى فرورفت . [ تاج الدين شاه ] بعد از او در ميان اولاد حسام الدين خليل و فرزندان سليمان منازعت بسيار واقع